خرید بک لینک
سلامفکر نمیکردم پایان ستا دوهزار و سیزده این شکلی باشه اما بودخیلی وقت بود تو فکر کوبوندنش بودماما نه این شکلینظرا و مطالب رو هنوزم دارمنتونستم ازشون دل بکنم و اینکه هرکسی مایل باشه میتونه آدرسش رو بده که به محض مستقر شدن آدرس جدید رو بدمنمیخواستم به این زودی وبم رو متروکه کنم ...بیست کیلو کم کردم :|و اینکهخدانگهدار ستا...برای همیشهپ.ن:قرار بود دوستم آدرس جدید رو بزاره ها نمیدونم چرا نذاشته هنوز وقت نکردم ازش بپرسم....پ.ن۲:هرکسی آدرس میخواد نظر بده میام بهش میدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 17:10

اول میخواستم یه شعر از فاضل نظری بزارم نت قطع و وصل شد و از اونجایی که همین الان شعر پریا از احمد شاملو رو کپی کردمبه جای اون پریا رو میزارم...دیگه نامردیه نت داشته باشم اینجا پست نزارم....روزتون شادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 21:11

سلام خوبید چی کار میکنید با کرونا؟راستش واسه من که فرقی ندارد قبلش توی خونه بودم بعدشم توی خونه هستم...هیچ چیز تغییر نکرده...میگم جایی نرید اصلامنم بد نیستم ...کلا احساس میکنم افسرده شدم...خیلی بدهتازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 21:11

امشب شب یلداس یلداتون طولانی

اون دفعه داشتم تست میزدم به یه شعر رسیدم بعدش انقدر خندیدم که

اینم صرفا جهت خنده میزارم براتون:

شد عمر گرامی همه در مدرسه ها صرف/کو عشق که فارغ کند از درس و کتابم خخخخ

یه شعر دیگه هم بود که شرح حال منه:گرچه

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:44

مثل اینکه دیگه کم کم داریم زحمت رو کم می کنیم...

فک کنم فردا پس فردا اینطوری راحت نمیام وب و گشت نمیزنم!

خب دیگه تا اون موقع...

خدا خاله و شوهر خاله و دختر خاله و پسر خاله و همه دست اندرکاران رسیدن یه مظلوم به نت رو خیر دنیا و آخرت بده...

خخخ

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:21

خب با عرض شرمندگی من بازم مردود شدم

من هیچوقت فکر پشت کنکور موندن نبودم ولی...

فکر کنم از بس اون جکه دختره که بهش میگفتن سردار آزمون رو گفتم و خندیدم داره سرم میاد

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:21

ادم چقدر فنا باشه که در جواب دستت درد نکنه بگه خیلی ممنون!

با این همه تعارف میخواین چیکار کنین خب!!!؟

[نیشخند]

خوشبحال خارجی ها یه یور ولکام بیشتر ندارن.

پ ن : اصن احساس میکنم که موجودیت وبم با عوض کردن اسم نویسنده به خطر افتاده ولی خب این اسم خودمه.

پ ن ۲: راستی کیانا کجایی؟

هم وبت و حذف کردی هم تلگرامت رو

یه خبری بده بهم.

پ.ن۳:کیانا یا آیدیت رو اشتباه دادی یا آیدیت رو اشتباه کپی کردم در هرصورت یه شرح حال حداقل از خودت بهم بده مرسی

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:21

هم اکنون در کنار دوست عزیزم سمان نشسته ام و ضمن تعریف در مورد موضوعات مختلف من جمله افراد دانشگاه وی فیلم های آبکی تلوزون (مثلا ستایش)و بررسی چند جانبه نشست ۵+۱ و نشست های هسته ای و نقش ایران در صلح جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:21

دلم واسه دوستام تنگ شده :( مامانم جای کامی رو عوض کرده نمی تونم به نت وصل شم:((امروز نغمه های یخ و آتش رو تموم کردم .جلد سه شو این کلا چند تا جلد داره؟ له شدم تا تموم شد زنگ زدم به زهرا ماکانش برداشت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 1:14

موقوع از این قراره که اون دفعه مارال رفته بود کلاس ژیمناستیک کناریش حالش بد میشه اونم میاد خونه یکم یعد حالش بد میشه

و از دیشب(یا شاید صبحی ساعت 5 بهتر باشه)از اون موقع حالم بد شده و دارم بطور عملی فصل 4 زیست دوم رو مروز میکنم ....

استفراغ با یک دم عمیق آغاز میشود...

+ببخشید حالتون رو به هم زدم

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 1:14

راستی روز دانشجو مبارک

+مخصوصا پیشاپیش به خودم

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 14:00

دلم واسه زهرا تنگ شد! زهرا نامرد کوجایی دو ساله ؟ اصن یادت میاد یه سال هم کلاسی بودیم؟ یادت میات عید عروسی خالت بود ولی تو مسموم شده بودی؟ یادته خونه مادر بزرگت میموندی؟ یادته با فاطمه دعوات شد؟ یادتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 14:00

خداحافظ
یلداتونم طولانی

پ.ن:سهند منظورم از مبحثی این بود که یکی دوتا مبحث رو انتخاب کنی و فقط همونا رو بخونی

+اعصابم خیلی خرابه خیلی

++منتظرم منتظر شادیم ...

آخ که خیلی خسته ام...از اون وقتاس که دلم میخواد فرار کنم و برم و دیگه هم برنگردم...

پ.ن2:کیانا معذرت ...نیستم دیگه...ولی بیادتم

کلا همتون ممکنه دیر به دیر اما به همتون فکر میکنم...

اسم نمی برم چون از قلم میوفتین

الانم باید سلام کنم به دوران تفریح تعطیل

سلام

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 14:00

شده تا حالا پر از حرف باشید اما نتونید حرف بزنید؟

شده تاحالا بقیه رو درک کنید اما اونا شما رو درک نکنن؟

تا حالا شده خواسته های کسایی که زورشون از شما بیشتره دقیقا که نه ولی 50درصد مخالف خواسته های شما باشن؟

تاحالا شده روحتون بغض کنه؟

من الان توی همون وضعیتم...

احساس میکنم به هیچ دردی نمیخورم

از خودم بدم میاد

از اونا هم...

ناراحتم...

عصبی ام...

دلگیرم...

دلم اونی رو میخواد که بفهمه حرفامو و درکم کنه...

دلم حتی حرف زدن میخواد ...

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 14:00

سلام پریشب بود که اومده بودم توی خونه داشتم شام میخوندم مامانم داشت با تبلت واتس آپشو چک میکرد یکم که گذشت دیدم یه صدایی از تبلته میاد که داد میزنه:بشین...بشین از روی کنجکاوی که چیه رفتم نگاه کردم یکیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 14:00

صفحه بندی