خرید بک لینک
سلااام

خوبید ؟

این ایام رو تسلیت میگم بهتون

یه اتفاقی افتاد امروز کلی اعصابم رو به هم ریخت...ظهر بود آبجیم گفت که 72تا کبوتر رو آتیش زدن:|

یعنی همون لحظه انگاری قلبم رو مچاله کردن انقدر ناراحت شدم انقدر ناراحت شدم ...

اعصابم به کل به هم ریخت...کلی هم بد و بیراه به باعث و بانی این کار گفتم:|

بعد که یکم آروم تر شدم یه سرچ کردم توی گوگل ببینم اصل قضیه چی بوده که اینطوری شده

که نوشته بودن این اتفاق 4سال پیش افتاده و توی زنجان بوده که قرار بوده خیمه ها رو آتیش بزنن حواسشون نبوده کبوترا توی خیمه هست اینه که همشون سوختن:(((

حالا واقعا نمیدونم راسته یا دروغ ...ولی خب یکم (فقط یکم)آروم تر شدم که حداقل عمدی نبوده قضیه ... فک کن ...کبوترای بیچاره:(((:(((

یه سوتی هم دادم جلوی مارال:|

اول بگم که مارال خیلی پررو شده و با اینکه تهدید میکنمش اما عملا هیچ غلطی نمیکنم:|مطلقا هیچی...ولی به هر حال میتونم بعضی وقتا حرصش رو در بیارم

آها اون سوتیه رو ...میخواستم جلوی اون بیام وبم اومدم نام کاربریم رو زدم یادم نبود تب(Tab)رو بزنم رمزش رو هم همونجا زدم:|...رمزش رو فهمید..البته بلافاصله رمز رو عوض کردم ولی خیلی سوتی بدی بود:|

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: سه شنبه 17 مهر 1397 ساعت: 6:20

صفحه بندی